تجاوز زناشویی چیست ؟ ( حتماً بخوانید ) ۱۸+

تجاوز زناشویی چیست ؟
تجاوز زناشویی چیست ؟

تجاوز زناشویی چیست ؟

 

گفت: چرا خواهش کردم با هم در جلسه‌های مشاوره شرکت کنیم اما فریاد زد: من این روان‌شناسی غربی و ضد دین را قبول ‏ندارم. از نظر فقه اسلامی زن باید در رابطه زناشویی و جنسی تمکین کند، اگر نکند ناشزه است و طبق دستور صریح قرآن ‏مرد می‌تواند او را کتک بزند و وادار به نزدیکی کند. زن آهی کشید و سپس ادامه داد: آقای دکتر خودمانیم ما با این احکام ‏دینی یا برداشت‌های نادرست مذهبی، خیلی از کاروان پیشرفت و تمدن دور افتاده‌ایم و هنوز در قرون وسطی به سر می‌بریم. ‏دوستم که مشاور حقوقی است می‌گوید از نظر قوانین کشورهای پیشرفته، کار همسر من «تجاوز زناشویی» نام دارد و در ‏آمریکا و اروپا جرم به حساب می‌آید مثل تجاوز غریبه‌ای زورگو به زنی تنها و بی‌پناه. بعد هق‌هق زنان گفت: من هم تنها و ‏بی‌پناه هستم.‏
تجاوز و انواع آن:‏
ژانت شیبلی هاید در کتاب «روان‌شناسی زن» (۱۹۹۶ ترجمه اکرم خمسه ۱۳۸۳) تجاوز را این‌گونه تعریف می‌کند: دخول ‏دهانی، مقعدی، مهبلی بدون رضایت که با زور صورت می‌گیرد و یا از طریق تهدید به آسیب‌رساندن جسمانی اعمال می‌شود ‏و یا هنگامی انجام می‌گیرد که قربانی قادر به بیان موافقت خود نباشد (ص ۴۱۲) قربانی قادر به بیان رضایت خود نیست، ‏شاید به این دلیل که مست و ناهشیار است و یا نوعی دارو را به میزان زیاد مصرف کرده است.(ص ۴۱۳)‏

 

 

در کتاب‌های روان‌شناسی از سه نوع تجاوز یاد کرده‌اند:‏

(تجاوز بیگانه__ تجاوز در قرار عاشقانه __ تجاوز زناشویی)‏

تجاوز بیگانه همان مفهوم رایج تجاوز یا تجاوز به عنف است که مردی ناآشنا زنی بی‌پناه و درمانده را می‌رباید یا در مکانی ‏خلوت گیر می‌اندازد و او را مورد آزار و اذیت جنسی قرار می‌دهد.‏

تجاوز آشنا یا تجاوز در قرار عاشقانه (‏Date Rape‏): اگر پسری جوان، اعتماد دوست دختر خود را جلب کند و او را به قرار ‏خلوتی به ظاهر عاشقانه بکشد و در آنجا با وعده ازدواج، تهدید به جدایی، خوراندن مشروب الکلی و دارو و یا به کار بردن ‏زور و خشونت، مجبور به نزدیکی جنسی کند، تجاوز آشنا صورت گرفته است.‏

تجاوز زناشویی (‏Marital Rape‏): در این نوع تجاوز، شوهر قدرت و زور خود را به کار می‌گیرد تا با همسرش که راضی ‏به رابطه جنسی نیست، نزدیکی کند.‏

 

 

‏ سیر تاریخی:‏
موضوع تجاوز زناشویی اولین بار در سال ۱۹۷۵، پس از شکایت خانم «گرتا رایداوت» از همسرش، به خاطر عملی که آن ‏را تجاوز در بستر زناشویی می‌نامید، مطرح شد. پیش از آن مسیحیان، طبق تعالیم سنت پل پذیرفته بودند که زن باید خود را ‏به شوهرش عرضه کند و در برابر تقاضای جنسی او مقاومتی نشان ندهد و آموزه لرد ماتیوهال (قرن ۱۷) را باور داشتند که ‏‏«شوهر نمی‌تواند به خاطر وادار کردن همسر قانونی خود به برقراری رابطه جنسی مقصر شناخته شود زیرا زن و مرد با ‏عقد رسمی زناشویی بر این امر یعنی مقاربت جنسی توافق کرده‌اند.»‏
همان سال ایالت داکوتای جنوبی در آمریکا اولین قانون علیه تجاوز زناشویی را تصویب کرد و تا سال ۱۹۹۳ تمام ۵۰ ایالت ‏به طور رسمی آن را مصوب کردند. در دسامبر ۱۹۹۳ کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای خشونت علیه زنان ‏را منع کرد و تجاوز زناشویی را جزو خشونت به حقوق بشر به حساب آورد. در ۱۹۹۷ یونیسف گزارش داد که ۱۷ کشور ‏تجاوز زناشویی را جرم شناخته‌اند. در سال ۲۰۰۳، ‏UINIFM‏ اعلام کرد که ۵۰ کشور جرم بودن این عمل را پذیرفته‌اند. ‏سرانجام در سال ۲۰۰۶ دبیر کل سازمان ملل متحد خبر داد که تجاوز زناشویی در ۱۰۴ کشور جهان تحت پیگرد قانونی قرار ‏می‌گیرد.‏

 

 

‏ پیامدهای زیانبار:‏
بررسی‌های علمی نشان داده است که زنانی که همسرانشان آنها را به زور وادار به رابطه جنسی می‌کنند دچار آسیب‌های ‏هیجانی، جسمانی و رفتاری زیر می‌شوند:‏

هیجانی: افسردگی، ترس، اضطراب، کاهش اعتماد به نفس، احساس گناه، خشم، سرکشی و سرزنش خود.‏

جسمانی: سردرد، تنش عضلانی، به هم خوردن معده (تهوع)، دردهای ناحیه تناسلی، زخم‌های گوناگون بدنی و بارداری ‏ناخواسته.‏

رفتاری: پرخاشگری، اقدام به خودکشی، سوءمصرف مواد، گوشه‌گیری، اختلال خوردن، بی‌خوابی یا پرخوابی.‏

 

 

‏ زمینه‌های خطرساز:‏
زمینه‌ها و عواملی که باعث می‌‌شوند بعضی مردان زنان خود را به زور به تماس جنسی بکشانند کدامند؟ مطالعه اکتشافی ‏راشنا هازر در سال ۲۰۰۲ نشان داد که در پیشینه شخصیتی روانی مردان تجاوزگر نقش عوامل زیر نمایان‌تر بوده است.‏

خشم:‏
‏ یکی از اجزاء درونی هر نوع خشونت، خشم است. افرادی که نمی‌توانند احساس ناامنی و ترس خود را با روش‌های درست ‏و هوشیارانه ابراز کنند، به راه‌های ویرانگر روی می‌آورند. پرخاشگری کلامی و برخوردهای فیزیکی جلوه‌های اصلی ‏ویرانگری‌های رفتاری است.‏

افسردگی:‏
‏ کوچران و رابینو (۲۰۰۰) گزارش دادند در مردانی که به انواع خشونت‌های خانگی می‌پردازند بیش از مردان گروه گواه، ‏نشانه‌های افسردگی و احساس بی‌کفایتی دیده شده است.‏

حسادت عاشقانه:‏
‏ پژوهشگران بین حسادت عاشقانه یا غیرت منفی مردان با زورگویی و خشونت آنها علیه زنانشان از جمله تجاوز زناشویی، ‏ارتباطی معنادار و قوی پیدا کرده‌اند. (داتن و ونگینکل ۱۹۹۵)‏

سلطه‌گری:‏
‏ سلطه‌گری یعنی نپذیرفتن رابطه‌ای برابر بین دو فرد. مرد سلطه‌گری که می‌خواهد پیوند او با همسرش حالت ارباب- بنده را ‏داشته باشد به جای تفاهم و گفت‌وگوی منطقی از قدرت و گفتمان «حق من بر تو» استفاده می‌کند و در نزدیک‌ترین، ‏عاشقانه‌ترین و لذت‌بخش‌ترین تماس‌های خود، یعنی تماس جنس مقدس و مشروع، مانند برده‌داران دوران بربریت، جسم ‏ناتوان همسرش را می‌آزارد و به جان و احساس لطیف او آسیب می‌رساند.‏

 
‏ چرا زنان مقاومت می‌کنند؟
زنانی که نمی‌گذارند مردانشان با آنها نزدیکی کنند، دچار کژکاری جنسی هستند. متن تجدیدنظر شده راهنمای تشخیصی و ‏آماری اختلال‌های روانی (‏DSM-IV-TR‏) کژکاری‌های جنسی را اختلالات یا آشفتگی‌هایی در میل جنسی، برانگیختگی یا ‏اوج لذت جنسی (ارگاسم) می‌داند. کژکاری‌ها معمولاً گروهی از مشکلات در حوزه مسائل جنسی (بهنجار) هستند که از ‏انحراف‌ها یا نابهنجاری‌های جنسی متفاوتند. ‏DSM-IV-TR، کژکاری‌های جنسی زنان را به شش گروه تقسیم کرده است:‏
‏ ۱- علاقه یا میل جنسی اندک ۲- فقدان پاسخدهی ۳- فقدان اوج لذت جنسی ۴- واژینیسم ۵- مقاربت دردناک ۶- بیزاری ‏جنسی. علاقه یا میل جنسی اندک معمولاً فقط در بافت یک رابطه جنسی به عنوان مشکل نمود پیدا می‌کند. فقدان پاسخ‌دهی، ‏دشواری در انگیختگی جنسی است، در این مورد برانگیختگی فیزیولوژیایی معمولی، که به وسیله لزج شدن و انبساط ‏مجرای مهبلی مشخص می‌شود دچار اشکال می‌شود. فقدان اوج لذت جنسی یعنی ناتوانی در رسیدن به اوج لذت جنسی که ‏یک مشکل بالینی شایع است. واژینیسم یعنی انقباض غیرارادی ماهیچه‌های مهبل به طوری که دخول تقریباً ناممکن می‌شود. ‏به طور معمول انقباض ماهیچه‌های مهبل، به هنگام پیش‌بینی یا انتظار آمیزش جنسی یا در زمان اقدام به دخول روی می‌دهد. ‏در ازدواج‌های به وصال نرسیده این حالت بسیار دیده می‌شود. مقاربت دردناک بیشتر با مشکلات دیگر، از جمله مشکلات ‏جسمانی رابطه دارد. بیزاری جنسی یعنی دوست نداشتن همه جنبه‌های رابطه جنسی یا جنبه‌های ویژه‌ای از آن.‏

 

پاول و لیندزی در کتاب تشخیص و درمان اختلال‌های روانی بزرگسالان (ترجمه نیکخو وآوادیس یانس، ۱۳۷۹) عوامل ‏شکل‌گیری این کژکاری‌ها را:‏
‏ ۱- نداشتن اطلاعات مناسب درباره کارکرد‌های جنسی ۲- نگرش‌ها و باورهای سخت‌‌گیرانه مذهبی و اخلاقی ۳- اضطراب ‏‏۴- مشاهده‌گری یعنی گرایش شخص به مشاهده خود در طی فعالیت جنسی ۵- مشکلات ارتباطی با همسر و ۶- مشکلات ‏جسمانی می‌دانند. با این توضیح، مردی که با مقاومت زن خود برای نزدیکی جنسی روبه‌رو می‌شوند، اگر از شخصیت سالم ‏و خرد و درک بالایی برخوردار باشد تلاش می‌کند به جای به کارگیری تهدید و زور که همان تجاوز زناشویی است از ‏مشاوره علمی و منظم یک درمانگر بالینی که در این زمینه تخصص و تجربه دارد، بهره جوید و سلامت و آرامش را به خود ‏و همسرش بازگرداند.‏

 

آیا بحث تمکین خاص در اسلام که می‌گوید بر زن واجب است همه موانع زمانی، مکانی و… را که مانع بهره‌مندی شوهرش ‏از رفع نیاز جنسی او می‌شود برطرف کند و در برابر تقاضای همسر نایستد، تناقضی با بحث تجاوز زناشویی ندارد؟

 

مرتبط:

ده عامل نارضایتی جنسی در روابط زناشویی

دلایل نارضایتی جنسی در روابط زناشویی

برخی از باورها و اعتقادات نادرست جنسی

راهکارهایی برای داشتن رابطه جنسی سالم

همه چیز در مورد اعتیاد به میل جنسی

مهم بودن سلامت جنسی در رابطه زناشویی

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*