• logo-samandehi
    تناسب اندام
  • کد مطلب : 127730
  • تاریخ انتشار : ۲۳ - ۰۳ - ۱۳۹۷
  • دیدگاه : ۰
  • ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم

    ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم

    ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم

    ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم

    ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم
    ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم
     ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم مجموعه: دنیای ضرب المثل داستان ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم   ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم به افرادی می‌گویند که فکر می‌کنند خیلی زرنگ و باهوشند.   روزی روزگاری بر روی درختی وسط یک شهر بزرگ کلاغی زندگی می‌کرد که تازه ...

    

    ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم

     داستان ضرب المثل ها, معنی ضرب المثل های فارسی

    داستان ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم

     

    ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم به افرادی می‌گویند که فکر می‌کنند خیلی زرنگ و باهوشند.

     

    روزی روزگاری بر روی درختی وسط یک شهر بزرگ کلاغی زندگی می‌کرد که تازه تخم گذاشته بود و از آنها مراقبت می‌کرد. تا اینکه جوجه‌هایش سر از تخم درآوردند و کلاغ صاحب سه جوجه کلاغ کوچک شد. کلاغ مادر که خیلی خوشحال بود، به شدت از جوجه‌هایش مراقبت می‌کرد. برای آنها غذا تهیه می‌کرد و با بال‌هایش سایبان برای جوجه‌هایشان می‌ساخت.

     

    یک روز که کلاغ برای پیدا کردن غذا از لانه بیرون رفته بود، گربه به لانه‌ی او حمله کرد و دو تا از جوجه‌هایش را خورد. جوجه‌ی سومی که خیلی زرنگ و باهوش بود از دست گربه فرار کرد و توانست خود را در لابه لای برگ‌های درختان پنهان کند و زنده بماند. هنگامی که کلاغ مادر به لانه بازگشت و جوجه‌هایش را پیدا نکرد شروع به گریه و زاری کرد که ناگهان جوجه کلاغ کوچک خودش را نشان داد و گفت: مادر من توانستم از دست گربه فرار کنم.

     

    کلاغ مادر تا جوجه‌اش را دید خوشحال شد و خدا را شکر گفت که حداقل یکی از جوجه‌هایش زنده مانده. بعد از این اتفاق کلاغ مادر از جوجه‌اش دور نمی‌شد و به شدت از او مراقبت می‌کرد.تا اینکه وقت آموختن پرواز به کلاغ شد. مادرش با حوصله و مهربانی فراوان تمام فوت و فن پرواز را به او آموخت. کم کم جوجه کلاغ می‌توانست خود به تنهایی پرواز کند. و مادرش از اینکه جوجه کلاغ با سرعت توانسته راه و رسم پرواز را بیاموزد بسیار خوشحال بود.

     

    یک شب کلاغ مادر به جوجه‌اش گفت: تو دیگر بزرگ شده‌ای و می‌توانی از خودت مراقبت کنی. فقط خیلی مراقب آدم‌ها باش، چون بچه‌ی آدم‌ها همیشه در پی آزار و اذیت جوجه‌ها و پرنده‌ها هستند. تو باید خیلی مواظب خودت باشی. بچه کلاغ که با دقت به حرف‌های مادرش گوش می‌کرد فکر کرد و گفت: خیالت راحت مادر اگر دیدم که آدم‌ها خم شده‌اند تا از روی زمین سنگ بردارند، فرار می‌کنم «اگر تو کلاغی من بچه‌ی کلاغم.»

     

    منبع:irnak.com

    

    گنجینه مثل ها و حکایات

    • ضرب المثل های ایرانی همراه معادل انگلیسی
    • آکنه (جوشهای پوستی )
    • ریشه تاریخی ضرب‌المثل ایراد بنی اسرائیلی
    • زن در ضرب‌المثلهای ملل
    • ضرب المثل خواندنی خودم جا ,خرم جا
    • ضرب المثل های جالب درباره ازدواج
    , , , , , , , , ,
    ارسال نظر

    خبرنامه سایت
    برای عضویت در خبرنامه ایمیل خود را بدون www در کادر زیر وارد کنید و روی عضویت کلیک کنید.
    ما هرگز ایمیل شما را اسپم نخواهیم کرد .
    تبلیغات بنری
    جدیدترین مطالب سایت
    تصاویر تاسوعای حسینی

    تصاویر تاسوعای حسینی

    تصاویر تاسوعای حسینی

  • تاریخ : ۳۱ - ۰۶ - ۱۳۹۷       دیدگاه : ۰
  • پربازدیدترین مطالب
  • روزانه
  • هفتگی
  • ماهانه
  • عکسبرداری هاله
    متافیزیک
    آپلود عکس
    اخبار
    خبر ورزشی
    بازاریابی
    news
    آشپزی
    سلامت
    ساخت وبلاگ
    metaphysics
    chakra-balance

    کلیه حقوق مادی و معنوی این اثر برای سایت سرگرمی و تفریحی جوانی ها محفوظ می باشد .



    تهیه و تولید : پارس وی پی