علت دروغ گفتن کودکان چیست؟

دروغ گویی یکی از مشکلاتیست که خانواده ها با آن روبرو هستند و شایان ذکر است که کودکان در یک سن خاصی اقدام به گفتن دروغ می کنند در مطلب زیر ما این موضوع رو بررسی می کنیم؟

علت دروغ گفتن کودکان چیست؟

دروغ چیست؟
دروغ بیان سخن و مطلبی است که مطابق با واقع وحقیقت نیست. معمولا کسی که دروغ می گوید آگاهانه به تعریف حقیقت می پردازد و امری را تایید می کند که وجود خارجی ندارد. البته این امر همیشه برای کودکان صادق نیست. چرا که بسیاری از کودکان خردسال و آن هایی که در مرز سن تشخیص هستند، گاهی بین تخیل و واقعیت فرقی نمی گذارند و سخنی می گویند که به نظر ما دروغ است. کودکانی که آگاهانه دروغ می گویند، معمولا با زمینه سازی ها و تدابیری از پیش تعیین شده این کار را انجام می دهند. در این دروغ گویی ها، نقشه کشی و حساب مطرح است و کودک آن را به خاطر وصول به هدف و مقصد مورد استفاده قرار می دهد.
علل دروغ گویی کودکان

روانشناسان دروغگویی کودکان را به چند دسته تقسیم می کنند :

۱-  دروغ بازی : که برای بیان حوادث تخیلی یا بازی با دیگران از آن استفاده می شود.

۲-  دروغ مبهم : که ناشی از ناتوانی کودک در گزارش دقیق جزئیات است.

۳-  دروغ پوچ : که کودک برای جلب توجه دیگران به کار می برد.

۴-  دروغ انتقام جویانه : از نوع دروغ از نفرت ناشی می شود.

۵-  دروغ محدود: که نتیجه ی ترس از نظم شدید خانوادگی و یا تنبیه بدنی است.

۶- دروغ خوخواهانه : که برای گول زدن دیگران و رسیدن به خواسته ها استفاده می شود.

۷-  دروغ عرفی یا وفادارانه : که به منظور حفظ و مراقبت از یک دوست گفته میشود.

۸-  دروغ عادتی : که به دلیل نتیجه گیری از الگوهای در دسترس گفته می شود.

راههای مبارزه با درغ گویی:

۱-نداشتن توقع بیش از حد از کودک و در نظر گرفتن قابلیّت ها و توانایی های او .

۲- اهمیّت دادن به عقاید و نظرات کودک .

۳-  تبدیل کانون خانواده به محیطی سرشار از صداقت ، یکرنگی و صمیمیت .

۴-  دروغ نگفتن در حضور کودک ( حتی دروغ به اصطلاح مصلحتی ) زیرا کودک از راه تقلید از بزرگترها ، دروغ گفتن را   می آموزد.

۵-  استفاده  به موقع از تشویق و تنبیه برای جلو گیری از دروغ گویی کودک .

شخصیّت انسان از دوران کودکی شکل می گیرد پس بهتر است قبل از بالغ شدن خصوصیّات مثبت و پسندیده در او تقویت گردد. تا با همان خصلتها وارد اجتماع شود .

دلایل کلّی دروغ گویی در کودکان

بچه ها به دلایل زیادی دروغ می گویند که بسته به شرایط و انگیزه شان متفاوت است. ان ها ممکن است برای پنهان کردن چیزی ، پوشاندن اشتباهات و تقصیراتشان ، اجتناب کردن از پیامد های عملی و یا پیشگیری از تنبیهی که در انتظارشان است ، دروغ بگویند.

اغراق کردن در مورد موضوعی و یا تحت تأثیر قرار دادن دیگران ، مورد توجه قرار گرفتن ، احساس فشار و ناراحتی و یا ضعف و ناتوانایی ، حسادت و رقابت ، خودنمایی و غرور ، امیدها و آرزوهای تحقق نیافته ، انتقام گیری از دیگران ، بازی و یا تخیلات کودکانه و آزمودن والدین ، از دیگر علّت های دروغ گویی است .

دلایل رفتاری کودک دروغ گو

پی بردن به دلایل رفتاری که در پشت دروغ گویی پنهان است ، در حل آن بسیار مؤثر خواهد بود. داستان های اغراق آمیزی که کودک تعریف می کند ،شاید راهی برای برانگیختن تحسین و جلب توجه دیگران است. با دادن جوایز بیشتر ، می توانید اعتماد به نفس او را تقویت کنید . داستان سازی ها و تخیلات کودکان را نباید دروغ گویی به شمار آورد.

اگر ریشه ی دروغ گویی کودک در تخیلات کودکانه ی اوست ، مراقب باشید که با شنیدن حرف های به ظاهر عجیب و غریب ، با او مانند یک دروغ گو رفتار نکنید و حرف هایش را با خشونت تکذیب نکنید ، بلکه کم کم به او بفهمانید که واقعیّت ها چه هستند و غیر واقعی ها کدام اند .مفهوم حقیقت و راست گویی را کاملا” برایش روشن کنید هم چنین ، تفاوت واقعیت و رویا را برایش توضیح دهید.

گاهی کودکان به خاطر راز داری یا حمایت از شخصی ، دروغ می گویند در چنین شرایطی ، به کودک اطمینان دهید که اگر حقیقت را بگوید ف ایمن خواهد بود و آسیبی به او نخواهد رسید.
با کودکان دروغگوی خود چه کنیم؟

تنبیه و دعوا کردن کودکانی که دروغ می گویند، هیچ فایده ای ندارد. بهتر است به جای این کار، ابعاد دنیای تخیلی آنها را تغییر دهیم.

هنگامی که والدین به یکدیگر دروغ می گویند، در واقع به کودک می آموزند که تو نیز می توانی این کار را بکنی. شنیدن دروغ های افراد بزرگسال به هنگام صحبت با تلفن نیز همین اثر را روی کودک دارد.

برخی از کودکان در حدود سن سه سالگی، تمایل شدیدی به دروغ گفتن دارند. به راستی علت آن چیست؟

متخصصین روانکاو علل مختلفی را در این امر مؤثر می دانند، دکتر کاپادونیا، رئیس بخش روان شناسی اطفال بیمارستان شهر میلان در این باره می گوید: «دروغگویی کودکان در این سن با دروغگویی بچه ها در سنین بالاتر کاملاً متفاوت است. کودکی که هنوز قادر به تشخیص واقعیت و خیال و رؤیا نیست، برای تجربه احساس شادی و غم به طور واقعی، خود را در دنیای خیالی که خودش آن را ساخته است، قرار می دهد. حتی گاه چنین کودکانی در هنگام تعریف ماجرای مرگ قهرمان ساخته ذهن خود ، زیر گریه می زنند.»

خلق داستان های تخیلی توسط کودک، نمایانگر قدرت خلاقیت ذهن او است، اما برخی از کودکان حتی پس از سه سالگی نیز همچنان به این کار ادامه می دهند.

محیطی که کودک در آن رشد می کند نقش بسیار مهمی در این مورد دارد. والدین که به هنگام تعریف چنین داستان های خیالی توسط فرزندشان، خود را محو شنیدن نشان می دهند و طوری وانمود می کنند که از شنیدن آنها واقعاً لذت می برند و برایشان بسیار جالب است، در واقع با این رفتار، کودک را تشویق به گسترش و توسعه دنیای تخیلی خود می نمایند.

والدین نباید در برابر دروغ های کودک خود را بی تفاوت نشان دهند، بلکه فقط شنونده باشند. زیرا این امر به نوعی موجب تشویق او به ادامه این کار است.حتی نباید طوری وانمود کنیم که گویی دروغ های کودک را باور کرده ایم. چنین عکس العملی او را به این نتیجه می رساند که از طریق دروغ گفتن می تواند به خواسته خود برسد.

اما عکس العمل منفی نباید نشان داد؛ مهم آن است که والدین با نهایت آرامش ، ذهن کودک را به سوی واقعیت سوق دهند و به او بفهمانند که این داستان ها همه حاصل خیالبافی های او است.

ترس، کمبود محبت، عدم احساس امنیت و تمایل کودک به محک زدن توانایی های خود، عمده ترین عوامل گرایش او به دروغگویی آگاهانه است.

ترس

در غالب موارد ترس تبدیل به وسیله ای دفاعی برای کودک می گردد. او با این که خود نیز می داند که دارد دروغ می گوید، برای آنکه تنبیه نشود و یا مورد سرزنش قرار نگیرد، چاره ای جز پناه جستن به دروغ ندارد. برای مثال کودکی که می داند اگر پدر و مادرش بفهمند که او جای خود را خیس کرده ، از دستش عصبانی می شوند، در مقام پاسخگویی علت خیس کردن رختخوابش را ریختن آب یا خرابکاری گربه بیان می کند؛ او در واقع با این دروغ می خواهد خود را از تنبیه شدن نجات دهد.

نیاز به محبت

احساس کمبود محبت و نیاز به ناز و نوازش، از عوامل عمده تمایل کودکان به دروغگویی است. بروز برخی از تغییرات در زندگی او، مانند به دنیا آمدن خواهر یا برادر جدید، رفتن به مهدکودک و یا هرگونه عامل جدایی دیگر از پدر و مادر، که باعث احساس کمبود محبت توسط کودک می شود، او را به سوی دروغگویی سوق می دهد. در واقع هدف کودک در چنین مواردی جلب توجه والدین به سوی خود است.

کودک می خواهد شخص دیگری باشد

در بسیاری از مواقع علت دروغگویی کودک ، سعی او در تغییر شخصیت خویش است. برای مثال در مهدکودک دائم برای همسن و سالان خود از عروسک های بسیار بزرگ و آنچنانی که دارد و یا آدمی آهنی که قادر به انجام کارهای خارق العاده است سخن می گوید و به اصطلاح مدام «خالی می بندد» تا از این طریق تعجب و حیرت آنها را برانگیزد. این کودکان معمولاً به افراد بزرگسال دروغ های دیگری تحویل می دهند.

مثلاً درباره کارهای زیادی که در طول روز مانند افراد بالغ انجام داده اند، صحبت می کنند. هدف آنان یا دفاع از شخصیت خود است و یا آرزوی نزدیکی به بزرگسالان و تقلید از کارهای آنها.

ممکن است علت دروغگویی کودک ، تمرین واژه هایی باشد که یاد گرفته است. تعریف کردن داستان های تخیلی از سوی کودک، می تواند روش برای بررسی چگونگی تسلط خود در استفاده از واژه ها و کلمه های مختلفی که آموخته است باشد. این امر به خصوص در حدود سن سه سالگی بیشتر به چشم می خورد. کلمات از نظر او مانند قطعات سازه های کوچک اسباب بازی اند و کودک با این روش قصد دارد از آنها جهت ساختن سازه هایی جدیدتر و پیچیده تر استفاده کند.
در چه صورت دروغگویی کودکان نگران کننده است؟
اگر کودک بعد از سنین پنج تا شش سالگی همچنان به دروغگویی خود ادامه دهد، می تواند جای نگرانی داشته باشد. والدین باید با بررسی علل توسل او به این امر، سعی در رفع کمبودهایی نمایند که در حقیقت عامل پناه جستن او به دروغگویی است. اما معمولاً کودکان در حدود شش تا هفت سالگی، از میزان دروغ های خود می کاهند. آنها در می یابند که دیگر دلیلی برای دروغ گفتن وجود ندارد و فقط در موارد نادر به چنین کاری متوسل می شوند.

پدر و مادر باید الگوی مناسبی برای فرزندشان باشند
هنگامی که والدین به یکدیگر دروغ می گویند، در واقع به کودک می آموزند که تو نیز می توانی این کار را بکنی. شنیدن دروغ های افراد بزرگسال به هنگام صحبت با تلفن نیز همین اثر را روی کودک دارد. به یاد داشته باشید که کودکان در چند سال نخست پس از تولد، تمایل شدیدی به الگوبرداری از پدر و مادر و سایر اعضای خانواده خود دارند. ممکن است علت دروغگویی فرزندتان، رفتار خشن و عصبی شما به هنگام بروز اتفاقاتی مانند شکستن گلدان و نظیر آن باشد. در چنین مواقعی به جای تنبیه و دعوا کردن او، می توانید بگویید: «خیلی حیف شد که مثلاً اون گلدون شکست. من اونو خیلی دوست داشتم. اما به هر حال تو که تقصیر نداشتی، اتفاقی افتاد و شکست.» به این ترتیب کودک دیگر دلیلی برای ترس و در پی آن، دروغ گفتن نمی بیند و اگر بار دیگر اتفاق مشابهی رخ دهد به راحتی حقیقت را خواهد گفت.

برای درمان دروغگویی باید علل آن به خوبی شناخته شود. برای پیشگیری و درمان دروغگویی والدین و مربیان باید واقعیات را بپذیرند و برای شنیدن موارد خوشایند و ناخوشایند از طرف کودکان آماده شوند و با رفتار خود به کودک بیاموزند که گفتن واقعیات به هر صورتی که باشد مقبول است و موجبات تنبیه و آزار کودک را فراهم نخواهد کرد. اگر کودک در عمل پی ببرد که والدین و مربیان او را برای دروغگویی تشویق و برای راستگویی تنبیه نمی‌کنند، به تظاهر در رفتار و جعل واقعیت نخواهد پرداخت.

درمان دروغگویی

شناخت علل
باید بدانیم که چرا کودک دروغ  می گوید و چه انگیزه ها و موجباتی او را به دروغ وا داشته است! و هدف او از این دروغ چیست!

نشان دادن ارزش راست گفتن

در وهله اول کودک باید دریابد که دروغگویی کار نادرست و ناپسند و راستگویی عملی با ارزش و پسندیده است. کودک باید ارزش راست گفتن را در عمل تجربه کند.

دادن آگاهی
پس از شناخت علت یا علل، زمان دادن آگاهی و اطلاعات لازم است. برای مثال کودکی که در اثر اشتباه در بیان تخیل و واقعیت دروغی گفته است، باید بفهمد که واقعیت چیست و خواب و خیال چیست و به او بفهمانید که در بیان آن مسئله دچار اشتباه شده  است. به فردی که در سن تشخیص است باید تفهیم شود که سخنی را که گفته، ناپسند بوده است و مورد قبول و پذیرش پدر و مادر و دیگران نیست و ممکن است روزی این گونه سخنان زیان و خطر پدید آورند و باعث آبروریزی هایی شوند.

اجازه بیان احساسات
کودک باید احساسات خود را آزادانه ابراز کند. در صورتی که بیان احساسات باعث آزار و اذیت اطرافیان شود باید به کودک آموخت که به تدریج این احساسات را جایگزین احساسات خوشایند سازد و نباید برای احساسش تنبیه شود. برای نمونه اگر کودکی از برادر کوچکترش خوشش نمی‌آید باید به او اجازه داده شود که احساسش را بیان کند.

 ایجاد محیط سالم
محیط خانه و تربیت کودک را از ریا و نیرنگ دور سازید و آن ها را از دوستان دروغ گو، حتی آن هایی که گاهی به شوخی دروغ می گویند دور کنید. چرا که کودک است و جنبه نقش پذیری و تقلید دارد.

 رعایت انصاف
کودک شاهد بی انصافی های والدین است. او می بیند که پدر یا مادر در اثر اشتباه ظرفی از دستشان می افتد و می شکند و کسی نیست آن ها را مورد بازخواست قرار دهد، ولی همین که نمونه این لغزش توسط کودک انجام شود، او را به باد ناسزا گرفته، متهم به سربه هوایی می کنند. در این حالت چون کودک انصافی از پدر و مادر نمی بیند و از سوی دیگر مایل به شکست و تحقیر شخصیت خود نیست، تن به دروغ می دهد.

عفو و بخشش
در خانه و خانواده و تربیت فرزندان رعایت انضباط و ضوابط اخلاقی ضروری است ولی زیاده روی در این امر درست نیست. برای واداشتن طفل به راست گویی ضروری است در مواردی از بعضی لغزش ها که گاهی خودمان هم مرتکب آن می شویم، چشم پوشی کنیم و او را ببخشیم. حتی رعایت انصاف ایجاب می کند که او در مواردی کارهای جزئی خود را که علنی کردن آن موجب شرم و حیاست، از شما پنهان دارد. البته به شرطی که مخالف با شرع و اخلاق نباشد.

 محدود کردن توقعات
از او انتظار نداشته باشید که همه خواسته های شما را برآورده کند و کاری که شما در انجامش ناتوان هستید و یا تنبلی تان می آید، آن را انجام دهید، او برایتان انجام دهد.

ایمن کردن از مجازات
فرزندان ما باید در خانه احساس آرامش و اطمینان کنند و مطمئن باشند که خطاهای بی اختیار بخشوده می شود. تنبیه و سرزنش برای مواردی است که تعمدی در کار باشد و تازه اگر در همان کار عمدی هم سخن راست گفته شود موجب تخفیف در عقوبت باید باشد.

پند و اندرز
این امر در کودکان بسیار موثر است چرا که هنوز با فطرت خود فاصله چندانی نگرفته اند و هنوز درون و ضمیرشان پاک و صاف است. بیان این که خدا از این کار راضی نیست و آدم به جهنم می رود، برای بازداشتن بچه ها از دروغ موثر است.

محبت کردن
به فرزندان باید محبت کرد به گونه ای که او گرمی و لذت آن را بچشد و احساس کند، وجود محبت سبب می شود که کودک نیازی به تظاهر و تصنع نداشته باشد و به دروغ و فریب رو نیاورد. البته لازمه این محبت آن است که در مواردی لغزش او را نادیده بگیرند و اگر هم خطایی مستحق تنبیه انجام داد، او را ببخشند.

 هشدار به کودک
ما معمولا سعی داریم به کودک تفهیم کنیم که راه او راهی درست و به صواب نیست که این سخنان برای همه کودکان قابل فهم نیست اگر چه کودک باید از قبل بداند که دوست داشتن والدین چه منافعی برای او دارد و دوست نداشتن چه زیان هایی. بعدها در سنین بالاتر می توان به او گفت که این کار را خدا دوست ندارد و چیزی که خدا دوست ندارد در مقابلش عقوبت و مجازات است و او از لذت ها و محبت ها در دنیا و آخرت محروم می شود.

مچ گیری
در موارد حادتر می توان موضع شدیدتری گرفت و پس از بیان دروغ هایش، آن را به رخش کشید و به او تفهیم کرد که ما می دانیم تو دروغ می گویی. البته لازم است این مرحله پس از همه تذکرات، اخطارها و اندرزها باشد و آن چنان نباشد که در حضور جمعی صورت گیرد و او در این زمینه احساس حقارت کند، چون هنگامی که کودک خود را رسوا ببیند سر از کارهای خطرناکی در می آورد و دروغ گویی حرفه ای می شود.

 تنبیه و تهدید
در مواردی که هیچ یک از مواضع بالا سودی نبخشد و فایده ای ندهد، بهتر است از راه تهدید و یا تنبیه او را از دروغ گویی دور داریم که البته این راه، چندان عملی نیست و تنبیه  ما نشان می دهد که دیگر در تربیت، کار از کار گذشته است.

گردآوری:مجله اینترنتی جوانیها

مطالب مرتبط:

نحوه آموزش حریم خصوصی به کودکان

در برابر دروغ گویی کودکان چه رفتاری نشان دهیم؟

پدر و مادرها تربیت فرزندشان را جدید بگیرند

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*